سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

سپهر عشق مامان

مژده مژده

سلام سلام صد تا سلام عمه معصوم قراره واسه من (آقا سپهر) یه همبازی بیاره. از قرار معلوم دی یا بهمن ماه همبازی دار میشم دومین همبازی. همبازی اول: داداشی محمدسجاد (پسردایی) همبازی دوم :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (چی میتونه باشه؟)   ...
20 خرداد 1391

بیماری آسمانم

سلام دوباره . امیدوارم خسته نشده باشین مامانای گل.میدونم سرتون رو درد آوردم. از این بابت شرمنده ام. اگه مایل بودید و حوصله داشتید بقیه ماجرا رو بخونید. خلاصه ما از تهران برگشتیم و سپهر 5شنبه و جمعه و شنبه بیحال و کسل بود. به زور میخندید و مرتب گلاب به روتون استفراغ و اسهال داشت. شنبه گذاشتمش پیش مادر جون و رفتم اداره. وقتی دیدم ظهر هم اینطوره، بردمش پیش دکترش. دکتر مرعشی. وقتی علایم رو گفتم گفت سریع آزمایش مدفوع ازش بگیرید. احتمال زیاد دوباره باید بستری بشه. من که دیگه داشتم می مردم از ترس. عموم توی آزمایشگاه نور کار میکنه. تماس گرفت و سفارشمون رو کرد و آزمایشش 1 ساعته آماده شد. ما موندیم خونه مادر جون . بابایی...
20 خرداد 1391

برگشتن از سفر نه چندان دلچسب !

سلام. سلام به همه ی مامان ها و خاله ها و عمه های گل و مهربون.سلام از طرف من و سپهر که خدا رو شکر سلامتیش رو بعد از یه دوران سخت به خواست خدا بدست آورد. چی کار میکنید با گرمای طاقت فرسای اهواز؟؟ به خدا آدم های شهرهای بالا هستن که متوجه میشن زندگی یعنی چی.اینجا مگه آدم جرأت داره ساعت 1 ظهر بره بیرون؟چه برسه به پارک؟!؟!؟! ولی شهرهای بالا . . . خاله ها چه حال ؟ چه خبر؟ خوش میگذره ما رو این چند وقت ندیدید؟ من و سپهر اومدیم با کلی خبر. طاقت کنید و خاطرات من و سپهرم رو ببینید و بخونید اگه دوست داشتید نظر بدید که من و سپهر ممنون میشیم. ما به خواست خدا پنج شنبه 28 اردیبهشت ماه به ...
17 خرداد 1391

اولین سفر

سلام، بالاخره اولین مسافرت پسرم از راه رسید.   مسافرت گردشیه گردشی که نه، تهران یه مقدار خرید داریم که میخوایم بریم و یه سری هم خونه ی خاله خودم بریم ولی خوب اولین مسافرت سپهرم دیگه. اونم با آقا جون و مادرجون و خاله ریحانه. با اجازه ی همه دوستای آقا سپهر و مامانهای مهربونشون، دوستای گلم، ما یه هفته ای از خدمتتون مرخص میشیم. دعا کنید به پسرم خوش بگذره.ایشالا وقتی برگشتیم خاطرات سپهر رو می زارم تا بعدها اولین مسافرتش واسش یادگاری بمونه. الهی قربونت برم مامانم. ...
27 ارديبهشت 1391

روز بهترین هدیه ی خدا(روز مادر)

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران تبریک و تهنیت میگم . . . تقدیم به همه ی مادرهای دوست داشتنی         ...
23 ارديبهشت 1391

به سلامتی مادر . . .

گفتم مادر! ... گفت: جانم گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم ... ... ... ... گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چششمانم اما یک بار نگفتم: مادر من خوبم شادم...! همیشه از درد گفتم و از رنج به سلامتی مادر واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره! به سلامتی مادر بخاطر اینکه هیچوقت نگفت من همیشه گفت بچه هام... به سلامتی مادر بخاطر اینکه همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت از غمهاش نگفت به سلامتی مادر بخاطر اینکه از سلامتیش برای سلامتی بچه هاش همیشه گذشته به سلامتی مادر بخاطر زندگی که همراه با شادی و امید و مهربونی بهمون میده به سلامتی مادرچون هیچوقت خستگیشو به رخمون نمی...
23 ارديبهشت 1391

اولین مروارید آسمانم

سلا ا ا ا ا ا ا ام اینقد خوشحالم که حد نداره.   میپرسید چرا؟؟ آخه اولین مروارید پسرم خودشو نشون داد .     تاریخ دیدن و شنیدن اولین صدای تق تق مروارید روی لیوان : پنج شنبه 14/02/91 قشنگ مامان . الهی قربون اون دندون کوچولی ولی تیزت بشم مادر جان. اگه خاطرتون باشه، توی یکی از پست هام نوشته بودم که یه چیزایی دیدم ولی بعداً میگم، از اون موقع حس میکردم. حتی چند روز پیش که واسه مریضیت برده بودمش دکتر وقتی ازش پرسیدم دکتر انگار داره دندون در میاره، گفت نه . این دکترا هم که فقط مدرک الکی میگیرن.   خلاصه کم کم باید به فکر آش دندونی واسه گل پسرم باشم. &...
17 ارديبهشت 1391